|
می خوام بیام پابستون نمی شه
هیچکسی همراه جنون نمی شه
می خوام برات یه حرفهایی بیارم
که جا تو ی هیچ چمدون نمی شه
قطاری از این طرفها رد نشد
بهاری از کوچه ی ما رد نشد
دل رو می خواستم که کبوتر کنم
بیاد بشینه رویِ گنبد نشد
یه عکس داری تو آلبومِ دلامون
کنارِ گنبدت تو اون خیابون
می خواستم این صحنه رو تکرار کنی
بازم بیام بازم بیام خراسون
یه عکس دارم تو آلبومم با هاتون
که دل داره پر می زنه براتون
می خواستم این ابر رو تماشا کنی
ببارونم ببارونم ببارون
می خوام بیام پابستون نمی شه،
هیچکسی همراه جنون نمی شه
چادر نماز ِ مادرم که تا شه
خورشیدی اینجا آویزون نمی شه
مستِ تماشایِ نگاهی شدم
صدام زدی آهسته راهی شدم
یواش یواش اومدم و اومدم
تو آبیهِ صحن تو ماهی شدم
ستاره ریختم توی بغض جیبم
نه ماهیِ توام نه عندلیبم
ستاره رو دادم به کفتراتون
منم آقا مثل شما غریبم
حس غریبونمون رو قبول کن
بار غم شونمون رو قبول کن
کبوتریم دور شما می گردیم
حج فقیرونمون رو قبول کن
نگاه سبز کاشی های ایوون
دلم گرفته مثل بغض بارون
دور نگاهه تو رو گل می ریزم
یه جانماز می یارم از خراسون

این هفته در ایستگاه تئاتر الفبای جوانی می شنویید.
گزارشی از جشنواره تئاتر رضوی و گفتگو با هنرمندان
|